ایستاده با مشت

 

مردی شده ام

ایستاده با مشت

لای لبهایم/ پَری

مجال فریاد نمیدهد.

/ 13 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر حنایی

سلام خانم افشاری با کمی تاخیر بلاگر شدنتون رو تبریک میگم خوشحالم میتونم بیام اینجا از خوندن اشعار زیباتوت لذت ببرم موفق باشید[گل]

سید مهدی موسوی

وبلاگ «سید مهدی موسوی» بعد شش ماه و اندی به روز شد... . با اینها منتظرم: 1- دو شعر جدید که در جای دیگری نخوانده اید 2- متن و شعری از «فروغ» در حال و هوای این روزها 3- محاکمه ی آرمان ها در خیابان (نگاهی به فیلم آخر کیمیایی و چند دیالوگ ماندگار از او) 4- قر دادن زیر تیغ (بررسی وضعیت بیمار تعامل مؤلف و منتقد در ایران) 5- مثل همیشه جملاتی از «شمس» بزرگ! 6- خبرها و لینک هایی داغ از همه جای ادبیات و هنر 7- کنار پله ی تاریک (خبرهایی از برادر ترانه سرا و شاعرم: حسین صفا) 8- ستاره های سربی (غمنامه ای از یک ستاره که دوست داشت خاموش شود) 9- انتقام با طعم سیب زمینی (تحلیلی از وضعیت امروز جامعه ایران) 10- عکس هایی دیدنی از شاعران و دوستان کارگاه و... و مثل همیشه گوشه ی دنیا منتظرم با شعر، با ادبیات، با غم، با عشق...

شهاب

هنوز تحت تاثیر شعری هستم که دیروز خوندید خانم افشاری_ و این شعر که در عین کوتاهی بسیار قابل لمس و مفهوم است .

مهدی صادقی

سلام از خواندن شعرهایتان لذت بردم ... شعری که 5 شنبه هم خواندید خیلی زیبا بود . سپید مذهبی کم داریم ... و سپید مذهبی گفتن از این لحاظ هم سخت است و هم آسان و هم شیرین !! موفق باشید و سلامت در پناه خدا

مرتضی

سلام دوست عزیز وب زیبایی دارید خوش حال میشم با هم بیشتر اشنا شیم وب من درباره گردشگری و کوهنوردی هست اگه با تبادل لینک هم موافق بودی بگووووووو موفق باشی [گل]

آوا

منو ببخششش خواهرررررررر نت نداشتم خوببببببب تو که مرد بودی[چشمک] موفق باشی!

صخره

بازم دلم گرفته

مرتضی پارسا

سلام محبوب جدی جدی لذت بردم ... خصوصا کار اول. به خاطر ایجاز مناسب وتصویر لطیف وزنده. ای ولا انشاالله توی تعطیلات با کارای عاشقانه به روز میشم ... بیا

سعید

عاشق شو ارنه روزی کار جهان سر آید ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی [گل]

می سم فروتن

بالاخره اومدم... بیاید شماهم سر بزنید... نقش پری که نقش محوری این شعره گنگه... مفهوم نیومده جلو... ولی در هر صورت ما به شعر شما اعتقاد داریم... فعلا [گل]