آرشیدا

 

آرشیدا*

 

آرشیدای من

از شدت باران  به کجا پناه می بری

که قطره های آبی چشمهات

پیراهن سپیدت را لک

وچشمهات را سپید نکنند

 

این بار اولی نیست

خانه بی سقف می کشی  نزدیک آسمان

حالا که دریا ریخته   از شدت باران

قایقت را کجا پناه می دهی

تا این قطره های آبی

قندیل قندیل

ترا غار نشین تصویرهای بی درو پیکرت نکنند

 

خیال می­کردم

مرا باغچه می­کشی

بغل بغل

رز سپید و کوکبهای صورتی

آن­هم حالا

حالایی که

ابرهای سپید را

مصنوعی/بارور می کنند

  

>> (آرشیدا یک اسم ایرانی ست به معنی دختر چشم آبی)*

 

/ 15 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا چلیبی

مارو سر کار گذاشتید!؟ ایمیلتون اشتباهه لطفا اصلاحش کنید!

سمیعی

سلام به خواهر گلم وبلاگ زیبایی داری به وب منم سر بزن منتظرت هستم موفق باشی.

اميد اقدمي

درود روزتون سبز نورزتون سبزتر وبلاگم بدون هيچ نظمي با يه داستانِ شديدا كوتاه و يه شعر به روز شد. دعوتيد به نگاه... منتظرم

نبی الله باستان فارسانی

با درود و تبریک سال نو... همکار محترم... امیدوارم سالی خوش را در پیش رو داشته باشید. دلشاد باشی و پاینده...................بدرود

نبی الله باستان فارسانی

با درود و تبریک سال نو... همکار محترم... امیدوارم سالی خوش را در پیش رو داشته باشید. دلشاد باشی و پاینده...................بدرود

الهام میربان

سلام با یک کار بروزم برای خوانش و نقد دعوتی

سیدعباس حسینی

با سلام! شعر خوب و متفاوتی بود. تصویر ذهنی خوبی دارید، سبک تان نیز متناسب بادرونمایه شعر بود. استفاده کردم. موفق باشید!