رنگ بهار

 

 

هرگاه به تو فکر میکنم

چشمانم رنگ بهار میشود

و چلچله ها

به سوی من کوچ می کنند

تا شعر بنویسمت

و تو با صدای بلند بخوانی ام 

 

 

/ 32 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اکبر مرادی

واعظان کین جلوه بر محراب و منبر میکنند...!!!

س

لذت بردم. مرسی

وداع

شعرهای عبدالوهاب البیاتی رو دوست دارم کلن شعر عرب دوست داشتنی است[چشمک] از ابونواس اهوازی چند کار با ترجمه ی سیدعالحی خوندم بدنبود کنکجاوم با ترجمه ی شما وقلم شما هم ازش بخونم راستی به روزم

شیرین خسروی

«و این همه جنگ و جدل...» شیما بهره‌مند: «چیزهایی که مربوط به شعر می‌شوند مربوط به مردم نمی‌شوند. حداقل آن چیزهایی که شعر باید از آن حرف بزند چیزهایی نیستند که مردم از آن حرف می‌زنند. این همان فرقی است که باید بر سر آن تامل کنیم. چون همیشه وقتی با چیزی فرق می‌کنیم یعنی در چیزی با آن مشترک هستیم. » نشست بررسی وضعیت شعر امروز، که طبعا جریان‌هایی چون شعر ساده و شعر زبان (یا متکی بر اجرای زبانی) را نیز شامل می‌شود، با محمد شمس‌لنگرودی و علی باباچاهی ادامه پیدا کرد تا رسید به بحث «مخاطب شعر» و البته ادامه موضوعاتی که در بخش اول این گفت‌وگو پیش آمده بود. باباچاهی از تمام‌شدن دوران استعاره باز گفت و اینکه: «دوره توسل به تشبیه و استعاره- مخصوصا از نوع مستعمل‌اش- در شعر سپری شده و طرح این‌دست مباحث، دانش کتابی و رای صادرکردن نیست» و شمس معتقد است که بسیاری از شعرها از راه کتاب‌ها نوشته می‌شوند نه با جان شاعر «شعر تجلی‌اش در زبان است و شاعری می‌تواند با مردم ارتباط حسی برقرار کند که به بهترین‌وجه این را از قوه به فعل درآورد. یعنی از این ابزار به بهترین‌وجه استفاده کند. وگرنه

مهدی جون

سلام شما خانم محبوبه افشاری هستید؟؟؟ از یه وبلاگ اینو کبی کردم تو وبم خوبید شما؟[شوخی]

سوفیا

چقدر زیبا[قلب][گل]

سوفیا

چقدر زیبا[قلب][گل]

پلیوار

سلام به روزم دعوتید *بازهم ترجمه بذارین وبلاگتون ممنون

حسن آذری

سلام. پس فقط تو فیس بوک نیستین!:)