محمد نوری رفت

"صدای زندگی در گورستان ته نشین می شود"

                                                پرویز شاپور

 

پی نوشت١: صدای محمد نوری را دوست داشتم

پی نوشت 2:دچار توهم زندگی کردن شده ام....

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

نوشته هات رو دوست داشتم حتی اگر توهم باشند

حمیدرضاحامدی

سلام... تقریباً سه ماه از نقدی که درباره انجمن ادبی قم نوشتم می گذرد... چنانچه بخواهید دلیل اصلی نوشتن آن را بدانید... و از تبعات و عوارض بعدی آن مطلب آگاه شوید... یا به مسائل جالبی که پیرامون کامنت ها و درحاشیه آن متن پدید آمد آگاهی یابید... جواب همه این سؤال ها را می توانید در ::میوه ممنوع:: جستجو کنید... ::میوه ممنوع:: یک بار دیگر منتظر میزبانی از حضور مغتنم شماست[گل]

حکمت

چکه می کند رد پایش بر ایستگاه خیس... ...... آری اگر به سر آید این سال ها روزها ساعت ها ... بیا و نگاهت را بیاور!

حامد حاجی زاده

سلام دوست عزیز از وبلاگ بانکول به اینجا آمدم یک سری بی اجازه موفق باشید و پایدار به من سر بزنید در وبلاگ خرس بدرود تا درودی دیگر

پژمان‌الماسی‌نیا

مترسکان بی‌کشتزار کندوهای شکسته دارهای بی‌شهید/ در ساعت‌های ویران دست به دست باد! . . . دعوت به مراسم خوانش «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار»

مجید نوری

شعر هایتان را بارها و بارها خواندم گاه می توان در کوتاه نویسی به اتفاقات بزرگ رسید و من این اتفاق را در اشعار کوتاه شما حس کردم

امین شفیعی

درود مهربان گاهیست که اسپ ریس پر از تپش های تاختن شده میهمان تنهایی ما باش و با فکرت به فضایی خاک آلوده، نگریستن ببخش <<این پیام تنها آگاهی رسانیست! بعد برای خاندن مطالبتون مزاحم میشم>> هماره انوشه بزی

فاطمه قائدي

سلام و ممنون... بله ديگه روزگار همين است: ما نمانيم و عكس ما ماند / گردش روزگار برعكس است! قلم خوبي داريد خصوصا كوتاه نوشته ها منتظر كارهاي بعدي تون مي مونم